تبليغاتX
تیلا

تیلا
رباعی و شعر امروز (فردین عزیزنیا)


 

يك فرض محالم نگذاري يك وقت؟؟!!

پا روي خيالم نگذاري يك وقت؟؟!!

حتي خودم از روي سگم مي ترسم ...

يك مرتبه قالم نگذاري يك وقت؟؟!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 8:25 قبل از ظهر توسط فردین عزیزنیا |


 

ما یک تنه غرق انتظاریم همه

بر موج بلند غم سواریم همه

این "عشق"فقط سراب ,یک بازیچه ست!

یک عمر تماما" سر کاریم همه.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386 9:17 قبل از ظهر توسط فردین عزیزنیا |


 

هر لحظه به دنبال نگاهت دارا...

در فکر دو چشمان سیاهت دارا..

بادام,بهانه بود سارای گلم!

دیوانه ی تو,چشم به راهت ـ دارا ـ

+ نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386 8:24 قبل از ظهر توسط فردین عزیزنیا |


 

من عاشقی و عشق و جنونم دردست

در تک تک اعضا و درونم دردست

دی ان ای من پر است از عقده و غم

من من من من گروه خونم دردست.

+ نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386 9:1 قبل از ظهر توسط فردین عزیزنیا |