تبليغاتX
تیلا

تیلا
رباعی و شعر امروز (فردین عزیزنیا)


 

بگذار که آهسته فراموش شوم

از صفحه ی روزگار مخدوش شوم

بگذار که با کوله ای از تنهایی

با مرگ مرگ مرگ هماغوش شوم.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385 11:14 قبل از ظهر توسط فردین عزیزنیا |


 

عاشق شده ام تاب و تبم سبز  شده

از عشق سیاهی شبم سبز شده

آن بچه ی لوس ناز نازی مرده

مادر!به خدا پشت لبم سبز شده .

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385 8:36 قبل از ظهر توسط فردین عزیزنیا |


 

به دوستان عزیزم کریم عسگری (دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه ایلام)

و علی شایاری (دانشجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه ایلام ) تقدیم می کنم.

مثنوی:

آی پری عشق دبستانی ام!

در پس چشمان تو زندانی ام

وای که دهقان فداکار تو

گشته پریشان و گرفتار تو

قلب من آن شاخه گل لاله بود

خسته و پژمرده پی ژاله بود

آه که تصمیم چو کبرای تو

کرده مرا عاشق و رسوای تو

کاش که پتروس کمکی جسته بود

تا سد چشمان مرا بسته بود

تشنه ترینم پس این ماجرا

ای حسنک پس تو کجایی کجا؟؟؟

در دل مترو که و تنهای من

حک شده ای سرو سکویای من

خسته ولی جای قرارم هنوز

مثل همیشه سر کارم هنوز

کاش بپیچد وسط کوی من

عشق تو چوپان دروغگوی من

کاش در این شهر پر از هاج و واج

دل بسپاری به دلم چون دو کاج

کودکی ام مملو از بوی تو ست

طرح خمی از خم ابروی تو ست

کاش بیایی و بخندانی ام

آی پری عشق دبستانی ام.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385 9:10 قبل از ظهر توسط فردین عزیزنیا |